خرید بک لینک
خدايا خب بزار يه دو ديقه از حرفى كه زدم بگذره بعد منو ضايع كن ! 

برچسب: نویسنده: آرمان کاظمی تاريخ: شنبه 25 آذر 1396 ساعت: 19:04

مسلط تر ... اروم تر .. از درون د ا غ و ن تر 

برچسب: نویسنده: آرمان کاظمی تاريخ: شنبه 25 آذر 1396 ساعت: 19:04

اگه مَن نباشم ملت وقتى اعصابشون خورده با كى دعوا كنـن ؟! 

برچسب: نویسنده: آرمان کاظمی تاريخ: شنبه 25 آذر 1396 ساعت: 19:04

37

چند سال پيش از روى بيكارى يه ليست درست كردم از كاراى مسخره و اسونى كه نميتونم انجام بدم ، امروز دقيقا وقتى عصبى و بى حوصله بودم و براى خالى كردن خودم هى وسايل اتاقمو جابجا ميكردم چشمم خورد به ليست كه اولين موردش اين بود : من نميتونم جيغ بكشم ! احساس ميكنم الان پتانسيلشو دارم كه جيغ كشيدنو امتحان كنم .

+ &nbsp نادیا |

برچسب: نویسنده: آرمان کاظمی تاريخ: شنبه 25 آذر 1396 ساعت: 19:04

فکر کنم بدترین احساس " سردرگمی " یا " درماندگی " باشه.  نمیدونی باید چیکار کنی .. راه حلی برای بیرون رفتن و حتی فرار کردن از موقعیت نداری و فقط میشینی یه گوشه و صبر میکنی با بدبختی زمان بگذره .

برچسب: نویسنده: آرمان کاظمی تاريخ: شنبه 25 آذر 1396 ساعت: 19:04

39

مَن توی زندگیم هیچوَقت به چیزی به اسم فرصَت دوباره اعتقاد نداشتم بجاش از جمله ی " یکبار بَرای هَمیشه " استفاده میکنم . یَعنی اگه یه نفر و بزارم کنار برای هَمیشه کنار گذاشتم و امکان نداره برم سراغش ، یَعنی اگه تصوراتم نسبت بهت خراب شد هیچوَقت و تحت هیچ شرایطی نمیتونم نظرمو راجبت عوض کنم ، یعنی ... خلاصه اگه ذره ای بودنم مهمه واستون بزارین خوب بمونم و اون روی مزخرفِ منو بالا نیارین .

+ &nbsp نادیا |

برچسب: نویسنده: آرمان کاظمی تاريخ: شنبه 25 آذر 1396 ساعت: 19:04

یادته میگفتم مالِ من غَمات .. مالِ من غَمات ..

برچسب: نویسنده: آرمان کاظمی تاريخ: شنبه 25 آذر 1396 ساعت: 19:04

41 هيچكس عميقا نميتونه درك كنه من چرا از موهاى بلندم بدم مياد و هربار شنيدن جمله ى "حيفه كوتاه نكن" عصبيم ميكنه ، حتى اينكه بابا موهاى بلندمو دوست داره و ميگه موهات مثله ابريشمه كوتاه نكن هم نميتونه نظرمو عوض كنه . امروز وقتى به ارايشگر گفتم تا كجا ميخوام موهامو كوتاه كنم بلافاصله چشامو بستم تا جملش كه داشت ميگفت "واااى نه خيلى كوتاه ميشه اينجورى كوتاه نكن " تموم شه و بعد اجازه دادم تا هرجا كه خودش ميخواد و هر مدلى كه خودش ميخواد موهامو كوتاه كنه ، واقعا از بحث كردن اونم توى ارايشگاه بَدم مياد دوست ندارم موضوع رو الكى كش بدم . فقط ساكت سرجام نشستم و از صداى قيچى و ريختن موهام لذت بردم ! الان با موهاى تيكه تيكه كوتاه شده ى تقريبا تا گردن كه بنظرم اصلا بهم نمياد يه گوشه نشستم و منتظرم تا هربار موهاى كوتاه بريزن توى صورتم فووت كنم بپرن بالا ! + &nbsp نادیا |

برچسب: نویسنده: آرمان کاظمی تاريخ: شنبه 25 آذر 1396 ساعت: 19:04

بعضى جمله ها يه وزنه ى سنگين ميشَن و ميفتن روى قلبـت ، مثلاً " ما همه ى تلاشمونو ميكنيم ولى شما آمادگىِ شنيدن هر خبرى رو داشته باشين " . 

برچسب: نویسنده: آرمان کاظمی تاريخ: شنبه 25 آذر 1396 ساعت: 19:04

صفحه بندی